الملا فتح الله الكاشاني
222
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
غير خود را بگذاشتند چون يهود كه متمسك بتورات شدند و بانجيل كافر شدند و نصارى متمسك بانجيل شدند و تورية را فرو گذاشتند و هر دو به قرآن نگرويدند و آن را قطع نظر كردند * ( كُلُّ حِزْبٍ ) * هر گروهى از اين گروه مختلف * ( بِما لَدَيْهِمْ ) * به آنچه نزديك ايشانست از دين باطل و شبهه * ( فَرِحُونَ ) * شادان و تازانند و معتقد اينكه دين ايشان بر حق است نه دين غير ايشان و چون همهء ايشان بجهة تقليد و عناد و عصبيت جاهلية تابع دين خوداند و جاهد دين غير خود بى حجتى و بينتى و برهانى و استماع حجج و بينه و براهين ساطعه بر مذهب حق كه دين اسلام است نميكنند * ( فَذَرْهُمْ ) * پس بگذار اى محمد ( ص ) اين كافران مقلد و معاند را * ( فِي غَمْرَتِهِمْ ) * در گرداب و غرقاب جهالت و ضلالة خودشان * ( حَتَّى حِينٍ ) * تا هنگامى كه كشته شوند در معركه جدال و قتال يا بميرند حق سبحانه فرط جهالة و عماهت ايشان را تشبيه فرموده بابى كه غامر قامت باشد بجهة مغموريت ايشان در جهالت و ضلالت يا تشبيه ايشان فرموده بجماعتى كه لاعب باشند در غمرات آب و وجه شبه بطلان ايشانست و حق سبحانه به اين آيه تسليهء حضرت رسالة ( ص ) فرموده و نهى از استعجال به عذاب ايشان و جزع از تاخير عقاب ايشان * ( أَ يَحْسَبُونَ ) * آيا مىپندارند كافران كه * ( أَنَّما نُمِدُّهُمْ ) * بدرستى كه آنچه عطا ميكنيم و مدد مينمائيم * ( بِه ) * به آن چيز * ( مِنْ مالٍ وَبَنِينَ ) * از مال و پسران اين بيان ما است نه خبر آن چه آن معاتب عليه نيست بلكه معاتب عليه اعتقاد ايشانست به اينكه آن خير ايشانست پس خبر او اينست كه * ( نُسارِعُ لَهُمْ ) * ميشتابيم براى ايشان به آن چيز * ( فِي الْخَيْراتِ ) * در نيكويىها عايد جمله كه راجع باسم ان باشد محذوفست اى نسارع لهم به فى الخيرات بجهة استطالت كلام و امن و الباس و مراد آنست كه گمان مىبرند كه امداد ما ايشان را بمال و فرزند مسارعت است از جانب ما براى ايشان در نيكويى و اعمال ايشان را استحقاق آن هست كه ما به ثواب آن معاجله نمائيم و بپاداش آن بايشان نيكويى كنيم بمال و فرزند * ( بَلْ ) * استدراكست از صدر آيه كه أ يحسبون است يعنى نه چنين است كه ميپندارند بلكه * ( لا يَشْعُرُونَ ) * نميدانند و در نمىيابند كه اين امداد استدراج است نه مسارعت در خير يعنى مانند بهايمند كه هيچ شعورى و فطنتى ندارند تا تامل كنند و تفكر نمايند در اينكه اين استدراجست يا مسارعت در خير از حضرت رسالة ( ص ) مرويست كه ان اللَّه تعالى يقول يحزن عبدى المؤمن اذا اقترب عليه شيئا من الدنيا و ذلك اقرب له منى و يفرح اذا بسطت له الدنيا و ذلك ابعد له منى يعنى بدرستى كه حقتعالى مىفرمايد كه بندهء مؤمن غمگين مىشود گاهى كه چيزى را بر او تنك كنم از مال دنيا و حال آنكه او نزديكتر مىشود به من بجهة اين و خوشحال مىشود گاهى كه دنيا